خلاصه کتاب:
دختری بازیگوش و مستقل، در خانهی حاجآقا ب، بزرگ محله، زندگی میکند. او برخلاف عقاید پدرش رفتار میکند و همین تفاوت، روایتهایی پر از طنز و کشمکش به وجود میآورد.
خلاصه کتاب:
ماهور، دخترکی شاد و پرجنبوجوش، با لبخندهای بیپایانش سعی دارد دل پسر قصه را که سالهاست در سکوت و بیروحی زندگی میکند، روشن کند. برخورد این دو شخصیت، آغازگر ماجرایی شیرین و آموزنده است.
خلاصه کتاب:
در شبی سرد و زمستانی، پسر جوانی با ذهنی آشفته از خانهی والدینش بیرون میزند. در مسیر بازگشت به خانهی خودش، صدای درگیری توجهش را جلب میکند. وقتی به محل دعوا میرسد، مهاجمان با دیدن او فرار میکنند و تنها یک نفر زخمی روی زمین باقی میماند. پسر، بیدرنگ او را به خانهاش میبرد تا کمک کند. اما در روشنایی اتاق، متوجه میشود که آن فرد زخمی، برخلاف تصورش، یک دختر است...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فارسی بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.