خلاصه کتاب:
بزرگ شده در روستای کوچکی نزدیک به جنگل ارواح...
لیسکا راداست میداند که جادو وحشتناک است و جادوگران، هیولا هستند.
اما زمانی که لیسکا قدرتهای خود را با پیامدهایی ویرانگر آزاد میکند، گرفتار نگهبان شیطانی جنگل ارواح؛ لشی، میشود که به او پیشنهادی میدهد: یک سال بندگی در ازای یک آرزو.
لیسکا به عمارت در حال فروپاشی لشی برده میشود و به زودی ریشههای شوم معامله را کشف میکند.
و اگر بخواهد آن سال را زنده بماند و به خانه بازگردد، باید اسرار میزبان خود را کشف کند و با ارواح گذشته او روبهرو شود.
خلاصه کتاب:
ملودی دخترِ یکی یکدانهی خانوادهی آذرفر است، دختری باهوش، مهربان و البته شیطون که زندگیاش با وارد شدن استاد معراج رادمنش به دانشگاهِ محل تحصیلش، دستخوش هیجانات عاشقی و حوادثی میگردد که رازهایی از گذشته برایش برملا میشود، رازهایی که پیامدش به عشقی و به احتمال صفر امکان میرسد.
خلاصه کتاب:
سودی سالی دوبار توی ویلایی که بعنوان مهریه، همسر مرحومش بهش بخشیده، تورنمنتی با شعار ؛ببین، بپسند و ببر؛ برگزار میکنه تا دخترا و پسرای جوان در یک محیط امن و با اطلاع خانواده هاشون با همدیگه آشنا بشن و اگه مورد پسند بودن کار به ازدواج بکشه.. اما امسال خودش و خونه در خطر……
خلاصه کتاب:
«آهیر» نامی است به معنای آتش، و زندگی او نیز چیزی جز شعله و خاکستر نیست. در شب عروسیاش، مرجان جلوی چشمش کشته میشود. او در محله میماند تا قاتل را پیدا کند. در ظاهر آهنگر است، اما گذشتهای پنهان دارد. پروا، خبرنگار کنجکاو و بیپروا، همسایهی جدیدش میشود؛ زنی که دلش را میرباید، اما به او اعتماد ندارد.
خلاصه کتاب:
داستان دربارهی دختری به نام هنگامه است که بهدلیل شرایط زندگیاش، مدتی را در خانهی خالهاش سپری میکند. در این خانه، با مردی به نام سروش آشنا میشود؛ فردی که نامزد دارد اما رفتارش با هنگامه، مرزهای اخلاقی را درمینوردد. در یکی از شبها، هنگامه در موقعیتی دشوار قرار میگیرد و ناخواسته وارد تعهدی میشود که انتخاب خودش نبوده.
خلاصه کتاب:
در توافقی میان دو کشور، پرنسس به عنوان عروس صلح راهی دیار دشمن شد؛ اما با ورودش، متوجه شد که آن مراسم، چهرهای پنهان و رازآلود دارد که آرامش را از دلش ربود.
خلاصه کتاب:
سام که نمیداند چگونه احساساتش را بیان کند، با خانوادهاش مشورت میکند. آنها او را راهنمایی میکنند تا از مسیر درست وارد شود. سام با رعایت اصول اخلاقی، کمکم اعتماد شیرین را جلب میکند و رابطهای بر پایهی احترام شکل میگیرد.
خلاصه کتاب:
همه چیز برای روسلا پیچیده است، درست زمانی که تعدادی شکارچی قصد ربودن همسرش و آرشام رو داشتن یاشار سر رسید و نجاتشون داد. یاشاری که مسبب مرگ پدر و مادر روسلاست و حالا به این دختر مدیونه، ادعا میکنه که توانایی پیشگویی کردن و برملا کردن راز های اون پیشگویی نداره. روسلا درست ثانیه ای که تو بغل همسرش نفس های آخرش رو میکشید، نجات پیدا کرد. حالا ارتش طوفان روبروی عمارتش قد علم کرده و کارلوس ژنرال طوفان قصد به زنجیر کشیدن جفت انتخابی طوفان رو داره تا مراسم احیا انجام بشه...
خلاصه کتاب:
لیلی، دختر نازپروردهی روزهای آرام، در طوفان زندگی تازهای بیدار میشود. بیآنکه بداند چگونه، باید نقش روشنی در شبهای تاریک کسی ایفا کند که روزی خصمش بوده. در جستوجوی حقیقت، صدای دروغها بلند است؛ بهویژه از سوی آنکه میگوید دشمنی پایان یافته، اما نگاهش هنوز سرد است.
خلاصه کتاب:
زندگی یکنواخت؟ نه، این برای من نیست. من این مسیر را انتخاب کردهام چون به هیجان، به مبارزه، و به عدالت زندهام. هیچچیز به اندازهی لو دادن آدمهایی مثل شما مرا زنده نگه نمیدارد. اگر قرار باشد در این مسیر سقوط کنم، حداقل سقوطی خواهم داشت که ارزشش را داشته باشد.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فارسی بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.