خلاصه کتاب:
در خانهای که آذین در آن بزرگ شده، همیشه چیزهایی نادیده ماندهاند؛ حرفهایی که گفته نشده و حقیقتهایی که پنهان ماندهاند. حالا که او تصمیم به جدایی و استقلال گرفته، مردی با کینهای قدیمی از خانوادهاش وارد زندگیاش میشود. این برخورد، پرده از رازهایی برمیدارد که آذین را با چهرهی واقعی گذشتهاش روبهرو میکند.
خلاصه کتاب:
اوینا در کردستان با پسری آشنا میشود که ادعا میکند خواهرش را قبل از مرگ دیده. حرفهای او با روایت رسمی خانواده تفاوت دارد. اوینا که به دنبال حقیقت است، وارد دنیایی از خاطرات، دروغها و سکوتهای طولانی میشود که سالها در دل خانواده پنهان ماندهاند.
خلاصه کتاب:
چند روز پیش داشتم قهوهام رو توی یه کافهی پاریسی میخوردم، حالا وسط یه عملیات پلیسی گیر افتادم. پدرم مأمور پلیسه، قاچاقچیها دنبالم هستند، و من هنوز نمیدونم چطور از این دردسر خلاص بشم. سفر کوتاه به ایران؟ فکر کنم باید اسمش رو عوض کنم به "فرار بزرگ!"
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فارسی بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.