خلاصه کتاب:
گلبهار خانزاده، زنی که اگر بخواهد، کوه را هم جابهجا میکند، داشت با فرهاد، پسر نماینده شهر، وصلت میکرد. اما خواهرش که دلش برای انقلاب میتپید، با تودهایها رفت و مزارع همسایه را آتش زد. حالا فرخ، پسر خان همسایه، با کینهای به اندازه همان آتش، وارد ماجرا شده!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " فارسی بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.